۱۳۸۹ تیر ۱۶, چهارشنبه

صنعت چندرقازخوری


برنامه‌ریزی های منسجم، هدفدار و کانالیزه‌ شده‌ی جمهوری اسلامی ایران، که گذشته‌ای خونبار و کارنامه‌ای بس خونآلود در چنته‌ خود دارد از جریان نسل کشی و اعدام اقلیت های دینی و اقلیت های ملی ساکن ایران گرفته‌ تا طرح های سرکوب زنان، طرح مبارزه‌ با اراذل و اوباش، سرکوب روزنامه‌ نگاران و اعدام های پیاپی دگر اندیشان، محکوم کردن های سلیقه‌ای، کنترل بی اندازه‌ی وسایل ارتباط جمعی از ارسال پارازیت بر روی ماهواره‌ها گرفته‌ تا فیلتر کردن سایت ها و وبلاگ ها، سرکوب هر نوع جنبش و خیزش مدنیانه مردم، برخورد های سیاسی با معلمان و فعالان سندیکای کارگران، و در این اواخر سلسله سرقت های پیاپی مجسمه‌های مشاهیر علم و ادب و مبارز در شهر تهران، همه و همه نشان از ایجاد ساختاری توتالیتاریستانه در کشور می باشد.
از طرفی دیگر ترویج فرهنگ جبهه‌ و جنگ و ترویج فرهنگ شهادت برای صدور انقلاب، انکار ملت ها و جنایت هایی که بر سرشان آمده‌ است همچون واقعه‌ی هولوکاست و نگرش عداوت مآبانه با اسرائیلیان، تبعیض و ایجاد کینه میان ملل و مذاهب ایران، خدمتگزاری های بسیج و فرهنگ بسیجی و اختصاص بیشترین بودجه‌ها به امور نظامی و آموزه‌های دینی و صدور انقلاب از راه ساخت مساجد و حسینیه‌ها در سراسر جهان و به گفته‌ی صفار هرندی 70000 مسجد در ایران وجود دارد.! که خود گویای سیستمی کاملا دینی و محکم کردن دیکتاتوریت دینی است.
اما در برخی از شهرها بالأخص در شهرهای مناطق کوردنشین، در هر دوره‌ و در هر شرایط با اختصاص بیشترین بودجه‌ها جهت کشانیدن مردم به سوی نهادهای نظامی به خصوص بسیج، و ترویج چندرقازخوری، رژیم توانسته‌ است مردم را هم چنان گرسنه و وابسته‌ نگه‌دارد.! که خود به خود مردم ناراضی به وضع موجود به طرفداران و اولین صفوف رأی گیری ها تبدیل می شوند. و با این کارها سرپوشی محکم به روی نبود کارگاه و کارخانه ها و صنایع مادر در مناطق کوردنشین می گذارد.. و مردم به ناچاری روی به شغل های کاذب و نهادهای نظامی می آورند..

۳ نظر:

  1. ما ایرانیان ایراندوست مخالف با تمامیت و کلیت دولت جمهوری اسلامی هستیم

    پاسخحذف
  2. سلام

    به ژرفاي نومیدی رسیده بودم و تاریکی، چتر خود

    بر همه چیز کشیده بود که عشق از راه رسید و
    روح مرا رهایی بخشید

    فرسوده بودم و خود را به دیوار زندانم می کوبیدم

    حیاتم تهی از گذشته و عاری از آینده بود و مرگ،

    موهبتی بود که مشتاقانه خواهانش بودم

    اما کلامی کوچک از انگشتان دیگری ریسمانی شد

    در دستانم، به آن ورطه ي پوچی پیوند خورد و قلبم با شور زندگی شعله ور شد

    معنای تاریکی را نمی دانم، اما آموختم که چگونه بر آن غلبه کنم


    به امید آزادی

    پاسخحذف
  3. در راستای نوشته های شما باید بگویم خمینی همان اول انقلاب سخنرانی مفصلی کرد و گفت به همه آنهائی که مثل شما میگفتند مملکت خراب شده عمران و آبادانی لازم داره خمینی گجستک میرزامونم فرمودند و گفتند که ما برای خربزه که انقلاب نکردیم ما برای اسلام انقلاب کردیم میدونی که خربزه همان اسلام هم نیست عمران و آبادانی هم که خربزه هست

    پاسخحذف