۱۳۸۸ آبان ۳, یکشنبه

سریال دلنوازان و کالایی به نام "یلدا"


سریال دلنوازان که در حال حاضر از شبکه‌ی سوم سیما در حال پخش است، در واقع نمودی از تجارت و خرید و فروش های مدرنی است که ازدواج نام دارد.
مقدس کردن امر ســکس در میان ادیان و در دین اسلام بالاخص، به شیوه‌های گوناگونی همچو ازدواج دایم و موقت انجام می شود و در طی آن فقط زنان هستند که قابل فروش یا واگذاری به دیگران هستند.
اسلام به عنوان دینی پایمالگر که مهد و سرچشمه‌ای برای نابودی حقوق انسان هاست و قهرمان ســکس این دین یعنی "محمد" با آوردن و نوشتن جملاتی به نام آیه‌ی قرآنی به طور عملی به سیستم برده‌داری و بازار سیاه کنیزان دامن زد.
سیستم برده‌ داری که با آمدن دین اسلام در ممالک اسلامی به صورت ماندگار و ابدالدهر باقی مانده‌ است، و مردم هر کدام به نوعی به دور از هر نوع آزادی های فردی و اجتماعی زیر سایه‌ی نحس این سیستم دست و پا می زنند. تا جایی که برای طیف زنان به صورت جهنمی بی انتها ماندگار شده‌ است .
اگر خود را از موضوعمان یعنی سریال دلنوازان دور نسازیم ؛ کاملا روشن است که در این سریال چگونه زنان به دست مردانی به نام عمو و پدر و دایی و شوهر بازیچه‌ قرار می گیرند و به راحتی به نام اجرای احکام اسلام ، زنان و در رأس آنها "یلدا" مورد تعرض اسلامی قرار می گیرد بدون در نظر داشتن هیچ گونه ابعاد انسانی و کرامتی که لایق به جنس زنان باشد، همچون کالایی با ارزش، فروخته‌ می شود تا مهریه‌ای از شوهر وی بگیرند.
خلاصه‌ تا سایه‌ی شوم دین و در رأس آنها دین اسلام که خود مظهری از تسلیم شدن بی قید و شرط را دارد همچنان ماندگار باشد، نه تنها زندگی زنان بلکه زندگی مردان جامعه‌ نیز تنها مواجه با هاله‌ای از سرگردانی میان سنت و مدرنیته‌ خواهد بود.

۱۳۸۸ مهر ۲۵, شنبه

محمد فاحشه‌ ی مسلمانان


"محمد عربی" به عنوان یک فاحشه‌ و یک بچه‌ باز ، تمامی قوانین انسانی را زیر پا گذاشته‌ و مسلمانان نیز از یک فاحشه‌ پیروی می کنند. در سن پنجاه و چهار سالگی به عایشه‌ نه ساله تجاوز کرد و او را از بازیهای کودکانه‌اش به سریر زفاف کشانید!

۱۳۸۸ شهریور ۱۸, چهارشنبه

فروق و تشابه شیطان با خدا ؟

شاید هر دو یکی باشند !
شاید هر یک دو تا باشند !
شاید اصلا نباشند !
شاید هر دو بی اصل و نسب باشند !
شاید هر دو با اصل و نسب باشند !
شاید هردو خوب باشند !
شاید هر دو بد باشند !
شاید یکی خوب و دیگری بد باشد !
شاید خوبی یا بدی در ذهن ما باشند !
شاید یکی اسرائیل دیگری ایران باشد !
شاید هر دو اسرائیل باشند !
شاید اسرائیل و ایران دست به یکی کرده‌ باشند ! استغفرالله
شاید احمدی نژاد اسرائیلی باشد !

(ندا آمد ، آقا جون ! تو رو به جون میستر تایم [امام زمان] قضیه‌ رو سیاسی نکن . شما رو چه کار به بمب اتم)

ندا بدون پاسخ انعکاس یافت یعنی برگشت خورد . آخه‌ خوشکل نبود والا با جون و دل در آغوش می گرفتمش ...
ادامه‌ میدم ..
دو دوتا پنج تا ..
چرا پنج تا ؟
پس چند تا ؟
یک فروند خمینی
چرا خمینی ؟
پس کی ؟
میستر تایم ؟
آها منظورت امام زمان است ؟
باشه‌ .. دو دوتا مساوی با میستر تایم

خوب الان بگو اینها چه ارتباطی به خدا و شیطان دارند .. ارتباط دارند ، نقطه‌ی این ارتباط در روز{ به اصطلاح} جهانی قدس معلوم خواهد شد . که این خدایان مظهر آشوب و ننگ و سرچشمه‌ی فساد چگونه در تلاشند کشور اسرائیل را از روی زمین پاک کنند . ولی حیف پاکنشون نفتی است و پر از تعصب .. اگه‌ یه‌ خورده‌ عقل داشتند آشتی ایجاد می کردند نه دورویی و نفاق ..

۱۳۸۸ مرداد ۱۹, دوشنبه

دیکتاتوری دینی در ایران


دین و مذهب هماره‌ در طول تاریخ سرچشمه‌ی دیکتاتوریت بوده‌اند ، این سخن بدان معنی نیست که دولت های غیر مذهبی دچار دیکتاتوریت نشده‌اند ؛ بلکه مردم در کشورهای دین زده‌ همواره‌ صاحبان قدرت را از جانب خدا می دانند و برایشان دعا و رجز خوانی می کنند .
دین همواره‌ با تعیین خط مشی الهی برای خود ، قدرت خود را ماورایی و مربوط به متافیزیک می داند و همیشه‌ با ایجاد نوعی اضطراب و دلهره‌ سعی در بوجود آوردن ترسی جاودان در درون انسان ها نموده‌ است . نمایش شكل‌گيري خط سير ايدئولوژيك دین مدارانه به شیوه‌های گوناگون و در قالب های جداگانه و با نام ها و رسومات مختلف و با ضبط کامل هر گونه اندیشه‌ای ، مگر اندیشه‌ای که موافق جریان همان دین حاکم نباشد ، به طور کامل و اجازه‌ی هر گونه‌ اندیشه‌ای حرام اعلام می شود و سياق و مسير انديشه فلسفي با مشکل روبرو خواهد شد .

در ایران تا استخوان خفه‌ شده‌ در دیانت و آیین پرستی و توتم گرایی و الهه‌ پرستی و دهها خرافات این چنینی ، مهدویت و سادات و .. الخ چیزی که ارزش ندارد انسانیت و عقلانیت و فکر و ایده‌ی مستقل است!!! ایران به واسطه‌ بنیاد گرایی اسلامی که در ریشه و شالوده‌ی زندگی مردم پی ریزی شده‌ است ؛ مردم نمی توانند و یا حداقل در صد سال آینده‌ امکان ندارد حدأقل هفتاد درصد مردم به یک ایده‌ی غیر دینی فکر کنند .. کسانی که در ایران مانده‌اند ، به شیوه‌ای منزویانه در گوشه‌ای از عزلت نشسته‌اند و سخن راندن از نظامی غیر دینی مساویست با طرد شدن از طرف مردم و اعدام از طرف نظام ..
نکته‌ آخر اینکه در اعتراضات اخیر مردم ناراضی از نظام دیکتاتوری دینی، باز هم مردم سخن از شعاری می دادند که سی سال پیش در زیر این شعار خود را به زیر یوغ استبداد دینی کشاندند . ولی این شعار همچنان ادامه‌ دارد و آن شعار "الله اکبر" است...

۱۳۸۸ تیر ۱۰, چهارشنبه

یکی دیگر از جنایت های ولایت جور و فساد

نهم تیرماه‌ 88 است . امروز یکی دیگر از جنایت های ولایت جور و فساد ، ولایت مطلقه‌ی فقیه‌ در شهر ارومیه‌ بر سر یکی از بهترین دوستانم خالی شد ..
-) یادته‌ اون شبی که آرای ریاست جمهوری را می شمردند و احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور پیشتاز آراء شد ، چقدر گریه‌ کردم ...
-) خوب آره مگه‌ چی شده‌ ؟؟! (با خود گفتم حتما در شهرشون صدای اعتراضات دمکراسی خواهانه بلند شده‌ است و شاید او هم به دردسر افتاده‌ باشه‌)
-) چی نشده‌ ...
-) خوب تعریف کن ببینم چی شده‌ ؟؟
-) دیروز باز هم برای چهارمین بار به عنوان کسی که لباسش اسلامی نیست و روژ لب زده‌ توسط نیروهای سرکوبگر انتظامی دستگیر شدم..
این قسمتی از درد دل های دوستم بود که برای چهارمین بار به عنوان اراذل و اوباش در شهر ارومیه‌ در خیابان ایالت توسط نیروهای ضد مردمی انتظامی دستگیر شده‌ بود و امروز در طی یک تماس تلفنی این موضوع تراژدی را به من اطلاع داد .
دوستم می گفت:" نمی دانم که چه گناهی کردم ، نمی دانم اگر مثل بقیه‌ی زنان صیغه‌ای چادری بر سر می کردم و هر شب همبستر یک آخوند و یا یک حاج آقا می شدم ، دیگه‌ خانم مسلمانی می شدم و به بهشت نزدیک تر بودم . به جون خودم تمام غصه‌ی من از روی کار آمدن این عتیقه‌ی تروریست همین سلب آسایش و امنیت درون خیابانی بود!! اگر این موجود رئیس جمهور نمی شد حدأقل با خیال راحت می تونستم خیابان برم . ولی باز هم باید تا چهار سال دیگه‌ با این استرس و اضطراب سر کنم .. حالا بعد از کلی تعلیقی خوردن از دانشگاه ، امروز هم در این وضعیت اسفبار اقتصادی باید 60 هزار تومان به حساب نیروهای سرکوبگر بریزم تا دندانهایشان بیشتر و بیشتر گرگ نما شود .. ولی اگر صد بار دیگه‌ دستگیر شوم و صد بار دیگه‌ تعلیقی و محرومیت تحصیلی بخورم به این ایده‌ای که به آن اعتقاد دارم و در وجودم ریشه‌ دوانیده‌ است ، ذره‌ای عقب نشینی نخواهم کرد .. "
بعد از کلی صحبت کردن آفرین های زیادی بود که از نهادم بر می خواست و نثارش می کردم .. آفرین به شجاعتت ، آفرین به شهامتت ، آفرین به غیرتت ، آفرین بر آن مردانی که آن صحنه‌های تراژدی را روزانه صدها بار میبینند و چشمشان را از آن می بنددند ..
واقعیت اینست که زنان همیئشه‌ در تحولات ایران بیشترین نقش و کمترین حقوق حقه‌ی خویش را داشته‌اند هر چند دین اسلام مردان را به صورت خدای دوم برای زنان بشمار می آورد ، ولی همیشه‌ زنان هم در زیر این فشار زیر دستگی دارند انقلاب می کنند ، هر چند که انقلاب کردنشان باز به اسلام و مردسالاری ختم شود.
در اسلام زنان مسوول اصلی گناهان مردان هستند . مطابق آیات قرآن ، مردان هدایت کننده‌ و تنیه‌ کننده‌ زنانند. زنان نماد ناموس و شهامت مردان هستند . این تفاوت هم چیزی طبیعی نیست و مخلوق خداوندست با توجه به آیه‌ 34 سوره‌ النساء..
پیش به سوی نابودی اسلام ، زنده‌باد آزادی و دمکراسی

۱۳۸۸ تیر ۲, سه‌شنبه

ایرانی کشی

وظیفه‌ی ایرانی کشی بر عهده‌ تروریست های حماس و حزب الله لبنان افتاد!!!!

۱۳۸۸ خرداد ۲۴, یکشنبه

تقدیم به سیاوش اردلان

این پست تقدیم به سیاوش اردلان مجری خوب برنامه‌ نوبت شما در تلویزیون بی بی سی که با طرح سوالی از بیننده‌ای مرا نیز به تراشیدن این مطلب وادار کرد..


مرا با سفینه‌ی امید دست و پا بسته‌ از دیار مریخ به بند زمین انتقال دادند . بدون هیچ محاکمه‌ای در کویری که به آن لوت می گفتند و بالای سرم دریایی پر از خاویار و زیر پاهایم دریایی دیگر با سه‌ طرف خشکی ، رها کردند .
از طرف سیاوش ندایی آمد :"که ای تراش باشی تو، اکنون در سرزمین آریایی ها هستی . سرزمین مادها و پارس ها و سرزمین دیاکو و عدالت مثال زدنی کورش کبیر ! این از جایگاه تو . ولی زمان کنونی تو قرن 21 است . و قرار است بزودی در این سرزمین انتخابات ریاست جمهوری صورت بگیرد ".
من تمامی آن واژه‌ها را می فهمیدم درست زمانی که گذرم به این دیار افتاده‌ بود در آن زمان و درست در همین مکان ، آریایی ها چنین واژه‌ها و چنین کارهایی را انجام می دادند . دیگر لزومی به تشریح این کلید واژه‌ها نداشتم .
سیاووش باز ندا در داد . در آن ندای ملکوتیش قرن 21 و پیشرفت های عظیم انسان و سرعت سرسام آور انسان ها در اکتشاف و اختراعات را بیان نمود . هم چنین موقعیت امروزی سرزمین آریایی و زندگی نامه‌ و شرایط نامزدها را برایم توضیح داد. در آخر نیز سوالی از من پرسید : با توجه‌ به شرایط امروز جهان و وضعیت مملکت و شرایط کاندیداها ، آیا در انتخابات شرکت می کنی ؟؟
لحظاتی سر به گریبان خود بردم و در خلوت اندیشه‌ و خلسه‌ی تفکر خزیدم . سرانجام آهی توأم با نیمچه‌ زوزه‌ای از نهادم برخواست . باصدای لرزان گفتم :" می خواهم کمی از این خاک کویر لوت را با آن دریای نیلگون خزر مخلوط کنم و بر سر خود بمالم.. بلکه‌ آرامشی حاصل کنم . زیرا که در گذشتگان که سفرم به این سرزمین افتاد ؛ این سرزمین صاحب فرهنگ و آداب و رسومی مثال زدنی بودند . الگوی کاملی از دمکراسی بودند . این چه جور کاندیدهایی هستند؟؟ این چه کارنامه‌ای از است که دارند .. این هجوم اعراب نه تنها آنها را از آیین خود و از فرهنگ و تمدن خود بیگانه ساخته‌ ، بلکه با آمیزش با زبان و دین اعراب ، حکومتی توأم با دیکتاتوری دینی را برای خود ایجاد کرده‌اند .. با این شرایط این دیگر انتخابات نیست و انتخابات است .. ای وای .. نمی توانم در این سرزمین بمانم.." .
سخنان من دل سیاوش را به درد آورد و اشک در چشمانش حلقه‌ بست و از دیار آریایی ها رخت بر بست و به گروه‌ بی بی جون ، بی بی سی جون پیوست .
من نیز هم چنان سرگردان بودم . تا اینکه ندایی از شیخی با موهایی ژولیده‌ و پشم هایی از چهره‌ تا به سینه‌ آویزان ، برایم رسید . گفت :" که ای شبه انسان برگشته‌ از مریخ ، ما در طی عملیات تجسس و ردیابی با ماهواره‌ امید ، تو را بدین سرزمین برگردانیده‌ایم ... ما اکنون در مرحله‌ی بعدی مأموریت خود هستیم . که تو را از شبه انسانی به انسان کامل تبدیل کنیم .." .
گفتم :" چگونه؟ مگر ممکن است که از این نیز کاملتر گردم ؟؟ "
گفت:" آری ! ممکن است. تنها بگویید اشهد ان لااله الا الله و اشهد ان محمدا رسول الله و اشهد ان علی ولی الله تا فلاح(رستگار) شوید . بعد بروید پابوس امام رضا برایش نذر کنید . بروید پابوس حضرت زهرا بعد بروید جمکران از آقا امام زمان (عج) طلب ظهور کنید . بروید پابوس آقا امام خامنه‌ای (أرواحنا فدا) . ایشان از سادات هستند . به محض اینکه اجازه‌ی دخول دادند ؛ بگویید مرگ بر اسرائیل غاصب ، مرگ بر آمریکا ، مرگ بر دانمارک ، مرگ بر انگلیس ، مرگ بر لیبرال دمکراسی ، مرگ بر کمونیسم ، مرگ بر فمینیسم ، مرگ بر پراگماتیسم ، مرگ براومانیسم ، مرگ بر اگزستانسالیم ، و مرگ بر هر چی "ایسم" هست . بعد سه‌ صلوت می فرستی برای امام شهیدان ، برای جانبازان ، برای سربازان گمنام امام زمان ... بعد با سینه خیز پاهایشان و بعد دست چپشان را زیارت می کنید ".
بعد از طی این مراحل که به انسان کامل تبدیل شدی ؛ وظیفه‌ی شرعی ، قانونی ، مذهبی ، ملی خود که همانا شرکت در انتخابات است ، اداء می کنی . تا به ممالک دیگر نشان دهیم که در این مملکت دمکراسی اسلامی برپاست و از دیکتاتوری دینی خبری نیست ".
گفتم :" یعنی دروغ بگویم ؟؟ "
گفت : " سیاست امروزی ما ایجاب می کند ، و سیاست ما عین دیانت ماست . این را هم بدان که دروغ مصلحتی دروغ نیست ".
گفتم :" چگونه ممکن به دیار مریخ برگردم ؟؟ "
گفت : " امکان ندارد ، شما بتوانید از این دایره‌ ما پا فراتر بگذارید ، شما الان مسلمانید ، مسلمان . و خارج شدن از این دایره‌ی اسلامی ، مساویست با اعدام و سنگسار ! ؟ ! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟! ؟

۱۳۸۸ خرداد ۲۳, شنبه

تبریکی به داش محمود

به به‌ سلام از ماست داش محمود! دکتر ! پرفسور! فوق بشر! به‌ .. مبارکه‌... بازم تونستی یک سواری چهار ساله‌ از این مردم بگیری.. آفرین .. ایول .. بابا تو دیگه‌ کی هستی؟؟. ملت ایران بی خودی سر خودشون درد می آوردن . رئیس جمهوری در ایران دوره‌ش هشت ساله‌ست.. ولی اسمش چهار ساله‌ست.. تمام رئیس جمهور های قبلی هم مثل شما بودند .. تو که یه‌ سر و گردن از اونها بیشتر داری !! خوب مبارکه‌ راستی نگفتی راز موفقیت این سواری مجدد چه بود .. راستش رو بگو کی پشتت بود آقا امام خامنه ای یا آقا امام زمان؟؟؟ یا امام زمان پشت آقا امام خامنه ای و امام خامنه ای هم پشت شما و شما هم پشت ملت ایران... دیدی همش می گفتی دعا می کردی "اللهم عجل لولیک الفـ..ج" این کلمه آخری رو خودت خوب بلدی اگه‌ کسی بلد نیست اینجا معنیشو نگاه کنه ... واسه‌ این کاملش نکردم میگم نکنه یکی از این فیلتریست ها معنی این کلمه‌ رو نفهمن‌ و با همین یک کلمه‌ وبلاگ من شامل طرح فیلترینگ شود..)
خوب داش محمود میگم خوب پوزه‌ی این کاندیدهای دیگه‌ رو به خاک مالیدی .. مردم نمی فهمیدن .. که این انتصابات هست نه انتخابات.. در هر حال مبارکت باشه‌.. در کل اگه‌ برنامه‌هایی داری برای آینده‌ ، بدون دروغ و کلک به هیچ وجه نمی پذیریم .. یعنی اگه‌ هر وقت خواستی بیشتر سواری بگیری ؛ هر کس هم گفت که الان سوار شدی میگی نه اصلا .. یه‌ حدیث هم براش میاری تا خوب باور کنه مثلا میگی هنوز عدالت علوی رو اجرا نکردم ..
خوب داش محمود وقتی خواستی بری به کشورهای خارجی، از این زنان لخت و پتی هم اگه‌ خواستن باهات دست بدن ، دستشون رد نکن .. تا همه‌ بفهمند که‌ مصلح اصلی تویی و بفهمن که چقدر باکلاس شدی.. اینقدر هم به این اسرائیل بدبخت گیر، نده‌ .. میترسم یه‌ خبرنگار بیمار و معلول الحالی پیدا بشه‌ یه‌ لنگه‌ کفشی برات بیندازه‌ و اون دماغ خوشکلت رو هم ناکار کنه‌ ول کن.. اون وقت از کجا از این قلقلکی ها رو در میاری به خورد مردم بدی...
خوب دکترمحمود جون ! نمیخوام بیشتر از مزاحمت بشم .. الان که می دونم کاندیدهای دیگه‌ بد جوری حالشون گرفته‌س ... این موسوی اصلا نمی فهمید که نباید قاتی مسائل سیاسی بشه‌ .. مگه‌ امام خامنه ای به جان علی اصغر قسم نخورده‌ بود و بهش نگفته‌ بود به هیچ وجه‌ نمی زارم قاتی مسائل سیاسی بشی.. حالا بیا و هر روز موی دماغش بشه‌ و باهاش ملاقات کنه‌ و خدایی ناخواسته‌ یه‌ سواری هم ازش بخواد.. چیزی حالیش نبود.. یا این پیرمرد حضرت حجة الاسلام حاج شیخ مهدی کروبی .. آخه‌ کسی نیست به این پیرمرد هفتاد و دو ساله‌ بگه‌ ، که تو رو چه کار به سیاست برو یه‌ گوشه‌ اگه‌ کسی مرد تلقینشو بخون ، اگه‌ عقد موقتی بود صیغه‌ شو بخون با این دندان های مصنوعی دیگه‌ نمی تونی باز بری ایتالیا و گوشت خوک نوش جان کنی و بهت بگن گوشت ماکیانه... یا این داش محسن ، عجب رقیبی بود برات اونهای دیگه‌ که اصلا زبون نداشتن ولی بلبل زبانی های تو داشت از پس این برادر محسن بر نیاد .. ولی می دونم امام زمان و آقا چون که پشتت محکم وایساده‌ بودن تونستی پوزه‌ی اینم بزنی... آفرین ...
آها داشتم تقریر میکردم ، این داش محسن یه‌ روزی یه‌ نیمچه‌ بمب گذاری کرده‌ بود در آرژانتین حالا نمی تونه‌ از ایران خارج بشه‌ .. آخه‌ برادر محسن ! تو رو چه کار به رئیس جمهوری ..
ولی محمود اینو دوستانه بهت میگم .. ها .. تو هم یه‌ خورده‌ سیاست داشته‌ باش مثل این داش محسن که پسرشو با میلیاردها تومان پول فرستاد در آمریکا سرمایه‌گذاری کنه و ویلا و کادیلاک و تشکیلات بخره‌ .. یا همین شیخ اجل اون همه‌ پول رو ور داشت رفت در بانک های سویس و امریکا سرمایه‌گذاری کرد و بعد آمد و آقا رو خر کرد و دست چپش رو بوسید و گفت آقا ما رو ببخش .. آقا هم بخشید چون خودش هم مشغول این کاراست و با پول های شهرام جزایری دارن صدور انقلاب می کنن .. و اگه‌ روزی مردم دیگه‌ سواری ندادن به این آخوندها ، اونا بتونن در ممالک دیگه‌ جا پایی داشته‌ باشن .. اونا هم که قبولشون میکنن .. مثل مملکت ما نیستن که اگه‌ گفته‌ باشی اسب پیامبر یا حضرت علی شل بوده‌ اعدامت کنن .. صد بار هم جنایتکار هم باشی تحویلت میگیرن و با همان عدالت لاهه‌ای نه علوی محاکمه‌ت می کنن...
خوب داشتم کم کم از موضوع تبریکاتم دور می شدم .. به عنوان آخرین پیشنهاد بهت میگم .. اگه‌ میخوای صدور انقلاب رو کامل کنی ؛ این بار یه‌ سفینه‌ی دیگه‌ بفرست به کره‌ مریخ نه با نام های امید و بهزاد و این نامهای غیر اسلامی .. بلکه‌ با نام مبارک ابوالفضل ، اگه‌ هم روزی سوخت نداشتی و بفرستی فضا به این رضا زاده‌ بگو یه‌ یا ابالفضل بگه‌ و این سفینه‌ رو به فضا بفرسته‌... بعدش هم در اونجا ، در مریخ یه‌ مسجد و یه‌ مهدیه‌ و یه‌ حسینیه‌ و یه‌ حوزه‌ درست کن به مردم هم بگو که آقا از این سوراخ جمکران طلبیده‌ و من عازم این سفر هستم .. باور کن که مردم اگه‌ نردبان هم گذاشته‌ باشن از سر و کول همدیگه‌ بالا میرن و خودشون رو برای پا بوسی تو به اونجا می رسانن .. در اونجا با خیال راحت می تونی برای انقلاب عزیز! و اسلام گرانقدر! تبلیغ کنی .. ولی مواظب باش اونجا قبله رو گم نکنی...
در هر صورت یه‌ بار دیگه‌ بهت تبریک میگم و برای ملت ایران هم آرزوی دم درازی تا تبدیل شدن به دنبه‌ی کامل آرزومندم..

روزگار غریب

روزگار غریبیست نازنین!!!!!!!!!
انگشت به دهان گرفتن چه‌ سود؟؟؟؟؟؟